الشيخ رسول جعفريان
275
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به كار دعوت خود ادامه داده تا كار او بالا گرفت . قريش بار ديگر نزد ابوطالب رفتند و با اظهار اين كه او مسنتر از آنان و صاحب شرافت و منزلت نزد آنهاست ، گله كردند كه چرا از كار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جلوگيرى نكرده است . پس از آن تهديد كردند كه تحمل اين برخوردهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نخواهند داشت . او بايد جلوى كار محمد را بگيرد يا اين كه آنان وى را نيز شريك كار آن حضرت شمرده و در آن صورت احتمال درگيرى نيز وجود خواهد داشت . در اين وقت ابوطالب ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را خواست و گفت كه به خود و او رحم كند و چيزى را كه تحمل آن بر او دشوار است بر او تحميل نكند . آن حضرت كه احساس كرد ابوطالب در حمايت از او سست شده گفت كه به هيچ صورتى حاضر به ترك دعوت خود نيست ، آنگاه به گريه افتاد ؛ ابوطالب كه وضع را چنين ديد به او گفت : فرزند برادرم ! برو و هر آنچه دوست دارى بگو ، به خدا قسم ، تو را بخاطر هيچ چيز ، تسليم قريش نخواهم كرد . « 1 » قريش بار سوم نزد ابوطالب آمدند و پيشنهاد كردند : حاضرند عمارة بن وليد را به ابوطالب دهند تا او محمد صلى الله عليه و آله و سلم را تسليم آنان كند . ابوطالب از اين پيشنهاد آنان به شدت ناراحت شده و گفت : شما فرزندتان را به من مىدهيد تا او را پرورش دهم و فرزندم را مىگيريد تا او را بكشيد ؟ به خدا چنين چيزى ممكن نيست . « 2 » ابن اسحاق مىافزايد : وقتى قريش وضع را چنين ديد ، مصمم شد تا هر طايفه به آزار و اذيت كسانى كه از آن طايفه مسلمان شدهاند بپردازد . بدين ترتيب تعذيب مسلمانان آغاز شد . « 3 » بايد گفت ابوطالب در برابر سياستهاى قريش مواضع بسيار عاقلانهاى اتخاذ كرد . او با پنهان داشتن اسلام خود ، به تمجيد فراوان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرداخت و با اشعار نغزى كوشيد تا قريش را از موضعگيرى بر ضد آن حضرت باز دارد . همچنين در اشعار ديگرى ، كسانى از عبد مناف را كه جانب او را رها كرده و به ديگران پيوستند نكوهش كرد . « 4 » رفيع الدين همدانى نوشته است : چون ابوطالب چنان ديد كه ايشان عداوت سيد عليه السلام ، در دل گرفتند ، قصيدهاى بگفت و در آن قصيده به حرمت حرم و مكانت كعبه پناه گرفت از فعل قريش ، و تحريض بنى هاشم كرد بر نصرت پيغمبر ، عليه السلام ، و باز نمود كه ، وى به هيچ وجه از نصرت پيغمبر ، عليه السلام ، باز نخواهد گرديد و مدح پيغمبر ، عليه الصلاة و السلام ،
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 266 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 189 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 437 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 267 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 231 ؛ طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 202 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 190 - 189 ، سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 438 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ج 1 ، صص 269 - 268 ( 4 ) . همان ، صص 269 - 267 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 438